نوشته شده توسط : ali
 
 
در کار و بیزنس، قوانین آداب معاشرت فقط شامل رفتارهای شما در اداره و محتویات ایمیلتان نمی شود، این قوانین اتیکت و آداب مکالمات شما با همکارانتان را هم در بر می گیرد. معمولاً تصور می شود که اتیکت مکالمات کاری را باید در مکالمات رو در رو رعایت کرد.

در کار و بیزنس، قوانین آداب معاشرت فقط شامل رفتارهای شما در اداره و محتویات ایمیلتان نمی شود، این قوانین اتیکت و آداب مکالمات شما با همکارانتان را هم در بر می گیرد. معمولاً تصور می شود که اتیکت مکالمات کاری را باید در مکالمات رو در رو رعایت کرد، اما پشت تلفن هم این موارد صادق است. در هر دو مورد، الزامات قدیمی گوش دادن و حرف زدن باید در مرکز توجه قرار گیرد.

ممکن است مکالمه کوتاهی با سوپروایزرتان داشته باشید، یا قبل از بستن قرارداد یا زنگ زدن به نمایندگان شرکت های دیگر، با یک مشتری جدید مسائل را بررسی کنید. مهم نیست که کدامیک از این موارد هدف شما برای مکالمه باشد، اینکه بدانید چه بگویید و چطور به حرف های طرف مقابل گوش دهید، می توانید پله ای برای موفقیت بیشتر شما در کار، یک شراکت جدید و یا فقط یک مکالمه لذت بخش باشد. وقتی کسی با شما احساس راحتی می کند، شما هم با آنها احساس نزدیکی و راحتی بیشتری خواهید کرد و دست یافتن به اهدافتان (شبکه سازی، متقاعد کردن و ...) به طور طبیعی میسر خواهد شد. این مسئله نه تنها به شما کمک میکند به آنچه که میخواهید برسید، بلکه احترام زیادی هم برای شما کسب خواهد کرد.

حال اجازه بدهید به برخی از اصلی ترین اصول و روش مکالمات کاری و تجاری بپردازیم.


رسمی باشید

رسمی بودن اهمیت بسیار زیادی دارد. در کار و بیزنس، باید تا می توانید باکلاس و رسمی باشید. از نحوه دست دادن شروع کنید و اگر به کسی معرفی می شوید، از عنوان (مثل آقا، خانم و ...) استفاده کنید، مگر اینکه طرف مقابل خود از شما بخواهد که او را با نام کوچک صدا کنید. منطقاً نحوه دست دادن برای پشت تلفن کاربردی ندارد، اما مسئله عنوان برای صدا کردن افراد، پشت تلفن هم باید رعایت شود. مهمتر اینکه، وقتی نامی را می شنوید، هیچوقت نباید آنرا فراموش کنید.

به خاطر داشتن نامها، نشانه احترام است، پس هر کاری که از دستتان برمی آید انجام دهید تا نام افراد را در حافظه تان نگه دارید. یک راه ساده برای اینکار، به کار بردن اسم آنها در مکالمه و گفتگویتان با آنها و بهتر از آن معرفی کردن آنها به کسی دیگر است.

هرچه مکالمه جلوتر می رود، رسمیت خود را همچنان حفظ کنید و اجازه ندهید هیچیک از عادات ناپسندتان، جلوه کند. مثلاً جویدن آدامس، صحبت کردن حین غذا خوردن یا نوشیدن حین حرف زدن، خارج از ادب است. در عوض سعی کنید هنگام غذا خوردن لقمه های کوچک بردارید و پشت تلفن هم از خوردن خودداری کنید.

وقتی صحبتتان رو به پایان است، دست دادن خاتمه کار، یادآور شدن نام فرد مقابل، و دادن کارت ویزیتتان را فراموش نکنید. با حفظ کلاس و شخصیت خود در جایجای مکالمه، فردی معتمد به نفس و بانزاکت به چشم خواهید آمد. موقع خاتمه دادن به مکالمات تلفنی، حتماً از فرد مقابل برای اینکه برایتان وقت گذاشته تشکر کنید و ابراز امیدواری کنید که در آینده ای نه چندان دور دوباره با وی تماس گرفته یا از نزدیک وی را ملاقات خواهید کرد.

درمورد موضوعات مطمئن و بی خطر صحبت کنید

کلماتی که از دهانتان بیرون می آیند، کلید یک مکالمه کاری موفق هستند. دقیقاً مثل زمانیکه در دادگاه هستید، هر حرفی که بزنید، می تواند برعلیه شما مورد استفاده قرار گیرد. حتی یک کلمه بد می تواند به قیمت بقیه زندگی کاریتان تمام شود.

یک مکالمه کاری به هیچ عنوان نباید احساسی باشد، باید کاملاً اصولی و به دور از نمایش باشد. موضوعاتی که هیچوقت نباید در مورد آنها صحبت کنید، موضوعاتی هستند که حول مذهب و پول می چرخند. اگر کسی سعی دارد شما را در مبحثی که به نظرتان بحث انگیز و جدال آمیز است، درگیر کند، به هیچ وجه منحرف نشوید. این نقطه نظرات را نادیده بگیرید و اگر به صورت اتفاقی کس دیگری احساسی شده و صدایش را بلند کرد، سعی کنید و با تونی ملایم و آرام موقعیت را آرام کنید.

پس در مورد چه موضوعاتی باید حرف بزنید؟ یک موضوع مطمئن و غیر کاری موضوعی است که به هیچ عنوان بحث انگیز نبوده و هیچ دشمنی هم ایجاد نکند. درمیان متخصصین، موضوعات متداول عبارتند از ورزش، موضوعات و اتفاقات روز، پیش زمینه شخصی شما، و البته کارتان. صحبت کردن درمورد کارتان بسیار عاقلانه است اما گاهی اوقات افراد به کمی تنوع نیاز دارند. پس وقتی می خواهید درمورد کارتان با آنها حرف بزنید، دقت کنید که درمورد موضوعات تکراری مثل رئیستان و همکارانتان نباشد، مگر اینکه بخواهید یک مطلب جالب درمورد آنها بگویید.

زیاد حرف نزنید

درست مثل یک مکالمه شخصی خوب، یک ارتباط کاری باکیفیت و خوب هم مستلزم یک جریان متعادل است. بعضی از ما واقعاً عاشق حرف زدن هستیم، که البته بد نیست چون نشاندهنده اجتماعی بودن ماست، اما برای کسی که شما را خوب نمیشناسد، این مسئله در یک موقعیت کاری آزار دهنده خواهد بود. کدام بدتر است: کسی که عنان یک مکالمه را در دست می گیرد، یا کسی که بدون اینکه بداند، عنان یک مکالمه را در دست می گیرد؟ هر دو اینها خوب نیست، پس شما هم سعی کنید از چنین موقعیت هایی اجتناب کنید.

می توانید با مشغول کردن خود به یک کار، خودتان را از افتادن در این دامها دور نگه دارید. اگر سوالی از شما پرسیده می شود، پاسختان را در کمتر از 60 کلمه ادا کنید. البته از دادن پاسخ هایی که بیشتر از چند کلمه نیستند هم خودداری کنید. هدف این است که جریان مکالمه را یکنواحت نگه دارید تا طرف مقابل توجه و دقت لارم به صحبت هایتان داشته باشد. در مکالمات تلفنی هم باید دقت زیادی اعمال کنید چون از آنجا که نمی توانید فرد مقابلتان را ببینید، نمی توانید میزان دقت آنها را به حرفهایتان بسنجید. وقتی صحبت نمی کنید، اجازه بدهید طرف مقابل صحبتش را تمام کند و به هیچ وجه در حرفهای او بپرید و حرفهایشان را شما تمام نکنید. وقتی نوبت به حرف زدن شما میرسد، آنها هم همان میزان احترام را برایتان مبذول می دارند.

همانطور که با طرف مکالمه تان با احترام برخورد می کنید، حتماً با همراهان آنها هم با همان میزان احترام رفتار کنید. این نوع رفتار نشان دهنده خلوص و صمیمیت شماست. وقتی بتوانید از حرف زدن بیش از حد خودداری کنید، مطمئن باشید که حرف هایتان شنونده بیشتری پیدا خواهد کرد و افراد احترام بیشتری برای شما و صحبت هایتان قائل خواهند بود.

خوب گوش کنید

اگر بتوانید از حرف زدن بیش از حد دوری کنید، باید بتوانید مثل حرفه ای ها گوش کنید. گوش دادن به حرف های طرف مقابل این امکان را فراهم می کند بیشتر با او آشنا شوید و ارتباط سالمتری با او برقرار کنید.

علاوه بر عمل ساده و ابتدایی گوش دادن، دومیت کاری که می تونید برای طرف مقابلتان انجام دهید این است که به آنها اجازه بدهید بفهمند که شما مشغول گوش دادن هستید. برای این منظور می توانید در جواب آنها از زبان بدن (ارتباط چشمی، تکان دادن سر و ...) استفاده کنید. همیشه نقطه نظرات کوتاهی عنوان کنید که نشان دهد خوب به حرفهای آنها گوش می دهید و می دانید که چه می گویند.

گوش دادن وقتی دشوار می شود که طرف مقابلتان حرف زیادی برای زدن نداشته باشد. در این موقعیت می توانید محترمانه راهتان را گرفته بروید یا بمانید و وقتتان را تلف کنید، اما گاهی اوقات افراد می خواهند خودشان را خالی کنند. شما می توانید با سوال کردن آنها را ترغیب به حرف زدن کنید. وقتی اینکار را انجام می دهید، آنها احساس راحتی و اطمینان بیشتری پیدا می کنند و علاقه و اشتیاق بیشتری نسبت به حرف زدن نشان می دهند.

ساده بگیرید

یک مکالمه کاری خوب باید حداقل احساس و حداکثر سادگی را در خود داشته باشد. با این وجود می توانید با ترغیب فرد مقابل به حرف زدن، دادن پاسخ های دقیق، و خوب گوش دادن مکالمه تان را جالب تر کنید. اگر ادب و رسمیت خود را در ارتباطاتتان حفظ کنید، مطمئن باشید که آداب و رسوم مکالمات کاری را خیلی خوب یاد گرفته اید. 


:: بازدید از این مطلب : 1098
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد پیدا کرده و پرورش یابد نیازمند تمرین و تحرک است، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن.

خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان میشود. اما معمولا
سـخت ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به
سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان
به ارمغان می آورند. با به کارگیری اصولی که دراین قسمت
برای شما شرح می دهیم می تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و
بی نقص راه اندازید. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام این
امور عادت نداده ایم. این امر سبب میشود تـا توانایی خـود
را بـرای دامـن دادن بـه تـصورات و تخیلات از دست داده و در
نـتـیـجه قـدرت تـخـیـل خـود را به کار نگیریم. به همین دلیل
فرصتهای بی شماری را به آسانی از دست می دهیم.

ایـده های بـزرگ از مـحـلی فـــرای باورهای شخصی نشات
می گـیـرند. بـاید بـه دوردسـت هــا بنگرید و افکار متفاوت را
آزمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید.

عده ای بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آنرا به طرز وحشتناکی بی حس و کرخت می کنند، چنین رفتاری باعث می شود درخت افکار شما هیچ گاه به بار ننشیند.

1- زیاد مطالعه کنید

ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد پیدا کرده و پرورش یابد نیازمند تمرین و تحرک است، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن. سعی کنید با افکار و عقاید انسان های موفق در طول تاریخ آشنا شوید. شرح حال و تاریخچه زندگی هر یک از آنها را مرور کنید و از آن درس بگیرید. با مطالعه این کتب می توان حدس زد که چگونه این افراد بزرگ ذهن خود را برای رسیدن به بهترین ها پرورش داده بودند. همچنین می توانید مجلاتی نظیر تجارت و یا اقتصاد روز را نیز مطالعه کنید. با آگاهی از نظرات دیگران پیرامون مسایل مختلف شما سطحی نگری را کنار می گذارید و با یک دید عمقی به موضوعات مختلف می نگرید.

2- فرصت هایی را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهید

شاید بروز بسیاری از مسائل را به شانس واگذار می کنید. تصور شما  نادرست است. شاید بعضی مواقع حس می کنید که مغزتان اصلا کار نمی کند و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد. اما مواقعی هم وجود دارد که ذهنتان به قدری فعال است که می خواهید انیشتن را به رقابت دعوت کنید. تنها مشکل موجود این است که این زمان طلایی مواقعی که شما به آن نیاز دارید، ظاهر نمیشود. زمانی که ذهن در حال فوران است تا آنجا که می توانید به افکار خود پر و بال دهید. اجازه دهید افکارتان مثل آب آتش نشانی به بالاترین نقطه صعود کنند. هنگامی که برای پرواز کردن به ذهن خود فضا می دهید، او شما را به دوردست ها خواهد برد و نتایج شگفت انگیزی را بدست خواهد داد.

3-  یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید

هنگامیکه افکار بی نظیر به ذهن شما خطور می کنند از ذخیره کردن آنها اطمینان خاطر حاصل کنید. در این امر به یادداشت های ذهنی اکتفا نکنید زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند. سعی کنید همیشه یک دفترچه یادداشت و یا یک ضبط صوت به همراه داشته باشید به ویژه در کنار تخت خواب خود برای مواقعی که افکار طلایی در حدود ساعت 2 نیمه شب به ذهن شما خطور می کنند. هنگامیکه افکارتان در جایی ثبت شوند، شما به راحتی می توانید به آنها دسترسی پیدا کنید و آنها را به سرعت به کار ببندید. افکار بزرگ نیز مانند میوه ها فقط تا زمانی که تازه و شاداب باشند قابل استفاده هستند.

4- از افکار دیگران بهره بجویید

بهره جستن از افکار و عقاید دیگران نیز به نوبه خود روش مناسبی برای گسترش ایده های شخصی شماست. افراد مختلف دارای نقطه نظرات و چشم اندازهای متفاوتی هستند. توانایی های آنها مختلف است و سوابق و پیشینه های متفاوتی دارند. کارکرد ذهن افراد منحصر به فرد است. با مطرح شدن یک بحث در میان جمع ، آنقدر پیشنهادهای مختلف شنیده می شود که نیمی از آنها هرگز به ذهن شما نمی رسیدند. به این طریق شما میتوانید با کوله باری سرشار از افکار متفاوت در جاده تصمیم گیری گام بردارید.

نسبت به نظر هیچ کس بی توجهی نکنید . شاید در نگاه اول احمقانه به نظر برسند اما شاید مانند صدف هایی باشند که در خود گوهرهای گرانقیمتی را جای داده اند. درست نیست که در مورد نظر دیگران به قضاوت بنشینیم سعی کنید به جای قضاوتهای بیهوده آن ها را سبک سنگین کرده و در امور روزمره خود به کار بندید.

5- تغییراتی در محیط اطراف خود ایجاد کنید

گاهی اوقات تنها چیزی که باعث می شود ذهن خسته شما را دوباره به کار اندازد تغییر وضع ظاهری محیط اطرافتان است. اگر چشم انداز پیرامون شما تغییر کند، ذهن شما نیز به صورت ناخود آگاه به سمت یک دیدگاه جدید تغییر جهت می دهد. اگر تمام مدت در پشت میز خود بنشینید ذهن خود را در آن شرایط محدود می کنید و هیچ فضایی برای برانگیختگی او باقی نمی گذارید.

بنابر این میتوانید پیاده روی کنید، به باشگاه ورزشی بروید، کنار آب رود بنشینید و در کل به یک مکان جدید قدم بگذارید تا ذهن شما نیز بتواند آزادانه به تمرین و تقلا بپردازد.

 6- بر روی شکاف میان دو نسل خط بطلان بکشید

ذهن کودکان تروتازه و شاداب است. آنها جسور هستند و احساساتشان از طریق فشار های اجتماعی سرکوب نشده است. به جهان با شگفتی می نگرند و مانند بزرگترها پاکی و معصومیت خود را از دست نداده اند. با کودکان پیرامون مسائل مختلف صحبت کنید تا با نقطه نظر ساده و بی آلایش آنها آشنا شوید. اگر می خواهید مشکلی را حل کنید نظر آنها را نیز جویا شوید. عقاید آنها شما را به تعجب وا می دارند. آنها قصد تاثیرگذاری در دیگران را ندارند و همه چیز را تنها با اتکا بر پاکی و صداقت بیان می کنند.

از سوی دیگر با افراد سالخورده و مسن نیز مشورت کنید. آنها مدت ها پیش با تمام این مشکلات مواجه شده اند و با آن دست و پنجه نرم کرده اند. تجربیاتشان آنقدر سودمند و با ارزش است که هیچ قیمتی را نمی توان بر روی آن گذاشت. پس آنها را دست کم نگیرید، با دیدگاههایشان نسبت به زندگی آشنا شوید و از آنها درس بگیرید. قطعا شما را به سوی جهت مناسب هدایت می کنند و از مشکلات در امان خواهید بود.

7- به رفیق شفیق خود مراجعه کنید

همه ما دوستی داریم که به نظر میرسد توانایی پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد. چرا تنها در مورد مشکلات شخصی از او کمک می خواهید؟ بد نیست گاهی در مورد مسائل مهمتر نیز از او یاری بجویید.

8- به توانایی های خود اتکا کنید

قواعد و اصول کلی را برای یک لحظه هم که شده فراموش کنید. این رهنمون ها در جای خود مفید هستند اما ممکن است مانند یک چشمبند عمل کرده و قدرت داشتن دید وسیع را از شما بگیرند و اجازه دیدن چشم اندازهای متفاوت را به شما ندهند. هرزگاهی خود را از قید و بند قوانین آزاد کنید. شما می توانید بدون توجه به کارآیی روش های گذشته به آسانی و بدون بروز هیچ شک و تردیدی در راه مورد نظر خود گام بردارید. کمی جسارت به خرج دهید و سیستمهای فعلی را زیر سوال برید.

9- در حیطه کاری خود به فعالیت بپردازید

خیلی خوب است که به ذهن خود اجازه دهید آزادانه به گردش بپردازد. اما این گردش باید در حیطه دانش شما انجام پذیرد. اگر یک طراح هستید لازم نیست راه حلی برای مشکلات اقتصادی پیدا کنید. افکار شما تنها در رشته ای که مهارت دارید خوب کار می کنند و در سایر رشته ها نتیجه ای مصیبت بار را به دنبال خواهند داشت. اگر نیاز به ورود به قلمرو دیگری را دارید بهتر است قبل از هر کار با یک متخصص مشورت کنید و اجازه انجام کلیه امور را به دست او بسپارید تا با استفاده از دانش و تخصص خود عمل کند.

10-  به ذهن خود آزادی عمل دهید

آیا با تمرین های رایج نویسندگان آشنایی دارید؟ آنها برای مبارزه با محدودیت ها یک روش بسیار جالب را برگزیده اند. فقط کافی است قلم را بر روی کاغذ گذاشته و هر آنچه که در ذهنتان است را بر روی کاغذ بیاورید. میتوانید از مشکلات شروع کنید و به دنبال هیچ گونه ارتباطی در دست نوشته های خود نباشید. مهم نیست که تا چه حد عبث و نا معقول به نظر می رسند. بعدا می توانید مثل یک جدول تناوبی آنها را سازماندهی کنید، در آخر نیز امکان دارد به چیزی دست پیدا کنید که بیهوده و بی ربط باشد اما چیزی که در این مبحث حائز اهمیت است این است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده اید و این خود یک امتیاز محسوب می شود. هیچ کس نمی داند شاید به نتیجه ای برسید که سال ها منتظر آن بوده اید.

11- ایده های گذشته را از نو بسازید

افکار شما مثل کامپیوتر هستند. هر چند وقت یک بار نیاز است که سخت افزار آن را ارتقا دهید. ایده های بزرگ گذشته را پیش روی خود بگذارید و بر روی آن ها عملیات نوسازی انجام دهید. آن ها را اصلاح کنید و برای بهبودی آن ها تلاش کنید. ضمائم لازم را نیز  برای تقویت هر چه بیشتر به آنها بیفزایید. این کارها را می توان با نوشتن عقاید اولیه خود بر روی کاغذ و نظم دادن به آشفتگی ذهنتان انجام دهید. عالی به نظر میرسد پس منتظر چه هستید؟ بهتر است در انجام آن تعجیل کنید.

12- از الهه وجودتان یاری بخواهید

آیا یک شی، آهنگ، مکان و یا یک شخص خاص وجود دارد که حضور و یا تجسم او برای شما خوشایند بوده و به ذهنتان نیرویی همچون قدرت موتور جت می دهد. از هیچ تلاشی برای رسیدن به آن مضایقه نکنید. تنها یک چنین چیزهایی هستند که شما را به سمت ابتکارات بدیع رهنمون می سازند. از وجود آن بهره بجویید و اجازه دهید تا انوار طلایی آن به درونتان نفوذ کند و ذهن شما را در بر گیرد.

یک ایده بزرگ از چه ویژگی هایی برخوردار است
شرکت ها و کمپانی های بزرگ به ویژه آن دسته که بر روی مسائلی نظیر طراحی و تبلیغات کار می کنند، سرمایه گذاری های عظیمی  صرف می کنند تا به کارکنان خود آموزش دهند که چگونه میتوانند ذهن خود را آزاد کنند تا سرچشمه ایده های بزرگ باشند. خیلی از آنها از کارمندان درخواست ارائه لیست هفتگی ایده ها را میکنند. در چنین محیطی چیزی به عنوان فکر بد وجود ندارد فقط بعضی ایده ها خام هستند.

بنابراین خیال بافی و رویا پردازی کنید تا ذهـن شما به نظریه پردازی عادت کند و از قلمرو سادگی بیرون آید. قدری افسار گسـیـخـــته باشید تا پندار شما به بلندی ها پرواز کرده و اوج گیرد.    
 
 


:: بازدید از این مطلب : 1109
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
 
 
بیشتر مواقع مستمعین از طریق چشم هایشان به سخنان شما گوش می سپارند. ایما و اشاره های شما بیانگر چیست؟

بیشتر مواقع مستمعین از طریق چشم هایشان به سخنان شما گوش می سپارند. ایما و اشاره های شما بیانگر چیست؟ آیا به هنگام سخنرانی یا یک جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر می شوید و یا اینکه فاقد اعتماد به نفس و عصبی  و دستپاچه هستید؟

مشکل از طرز ایستادن، حرکات صورت و ژست هایی که به خود می گیرید، آغاز می شود. آقای" جو الن دیمیتریوس" عضو مشاوران مشهور هیئت منصفه دادگاه می گوید: "زمانی که از هیئت منصفه، دلیل قبول شهادت افراد را جویا می شویم، آنها ا‌ظهار می دارند که حرکات و ایما اشاره دو برابر چیزهای دیگر تاثیر گذار هستند."

اما چگونه می توانید مهارت های غیر کلامی خود را افزایش دهید؟

از انجام حرکات نامناسب پرهیز کنید و در عوض حرکات جایگزینی که مناسب شرایط موجود هستند را انجام دهید. با این کار شما متوجه تفاوت شگرفی که در زندگی شما به وجود می آید، خواهید شد. من بعد از سالیان دراز کار در این زمینه و آموزش تعداد بسیاری بازرگان کارآمد، به 7 حرکت کشنده دست پیدا کردم که انجام آن باعث می شود مستمعین نسبت به گفته های شما بی اهمیت شده و تحت تاثیر قرار نگیرند. سعی کنید از انجام آنها اجتناب کنید، آنگاه با یک چنین کار کوچکی تغییرات چشگیری در زندگی شما به وجود خواهد آمد.


قاتل 1 # اجتناب از برقراری ارتباط چشمی

گویای چه مطلبی است: شما دچار کمبود اعتماد به نفس هستید، برای سخنرانی آماده نیستید و به همین دلیل عصبی و دستپاچه شده اید.

حرکت جایگزین: در طول سخنرانی در حدود 90 درصد از کل زمان را به چشم های حضار نگاه کنید. بسیاری از افراد بیشتر وقت خود را صرف نگاه کردن به زمین، پرده اسلاید، و یا میزی که پیش روی آنها قرار دارد می کنند. رهبران و مدیران موفق در حین صحبت کردن مستقیما به چشم های شنوندگان خود نگاه می کنند.

"جان رابرتز" نامزد ریاست دادگستری آمریکا مورد تقدیر بسیاری از روزنامه ها قرار گرفت. از او به این خاطر که "مطمئن به نظر می رسد" تشکر شد. اما او به راستی چه کاری انجام داد که باعث شد در ذهن افراد یک چنین تصویری را از خود بر جای بگذارد؟ او در حین تمام سخنرانی هایش، به جای اینکه بر روی نوشته هایش خم شود و نگاهش به یادداشت هایش باشد، مستقیما به چشم های مستمعین نگاه می کرد.


قاتل 2 # خمیدگی

گویای چه مطلبی است: شما فاقد قدرت هستید و اعتماد به نفس خود را از دست داده اید.

حرکت جایگزین: اگر قرار است در طول مدت سخنرانی در جایی ثابت بایستید، بهتر است پاهای خود را به عرض شانه باز کنید و اندکی به سمت جلو گرایش داشته باشید. در این حالت شانه ها نیز می بایست اندکی به سمت جلو متمایل شوند. در این وضعیت شما اندکی مردانه تر جلوه می کنید. توجه داشته باشید که سر و ستون فقرات باید راست باشد. سعی کنید از تریبون و یا سکویی که در جلوی شما قرار دارد به عنوان دستاویزی برای تکیه دادن استفاده نکنید.


قاتل 3 # تکان خوردن، جنبیدن و پیچ و تاب خوردن

گویای چه مطلبی است: شما عصبی، دستپاچه و نا آرام بوده و از آمادگی لازم برخوردار نیستید.

حرکت جایگزین: از تکان خوردن دست بکشید. تکان های بی جا و جنبش های بی مورد هیچ هدفی را در بر ندارند. من اخیرا با رئیس یک شرکت کامپیوتری جلسه ای داشتم. مشکل از این قرار بود که او می بایست جریان تاخیر در حمل یکی از محصولات را به اطلاع یکی از سرمایه گذاران بزرگ شرکت می رساند. او و تیمش تقریبا توانسته بودند که شرایط را تحت کنترل خود در آورند و از شکست خود درس های خوبی بگیرند، اما متاسفانه حرکات غیر کلامی آنها گویای امر دیگری بود.

بزرگترین مشکل این فرد عقب و جلو رفتن در هنگام ایراد سخنرانی بود. این امر کمبود صلاحیت و شایستگی و عدم توانایی کنترل امور را بیان می کند. با آموختن این مطلب که باید در حین سخنرانی حرکات هدفمند انجام دهد، او توانست زندگی شغلی خود را از خطر نابودی نجات دهد. سرمایه گذار نیز جلسه را با این دید که تمام امور تحت کنترل است، ترک کرد.

قاتل 4 # بی حرکت ایستادن

گویای چه مطلبی است: شما انعطاف پذیر نبوده و فرد کسل کننده، بی انرژی و خسته کننده ای هستید

حرکات جایگزین: راه بروید، حرکت کنید و ... بیشتر افرادی که برای آموزش آداب سخنرانی به نزد من مراجعه می کنند، دارای این تصور غلط هستند که یک سخنران خوب باید سفت و سخت بر سر جای خود میخکوب شود. چیزی که من به آنها می گویم این است که نه تنها راه رفتن قابل قبول است، بلکه خوشایند نیز هست. بسیاری از تجار بزرگ به میان مردم می روند و دائما در حال حرکت هستند... البته حرکت هدفمند! شاید یک سخنران پویا و پر انرژی برای هدف خاصی از یک سمت اتاق به طرف دیگر آن حرکت کند، اما اگر هیچ کسی در آن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد، خوب بالطبع این حرکت او بی مورد است و جزء موارد هدفنمد به شمار نمی آید. علت اینکه من به متقاضیان خود پیشنهاد می کنم که قسمت کوتاهی از سخنرانی هایشان را ضبط کنند نیز این است که می خواهم بدانم که آیا حرکات خارج از محدوده انجام می دهند و یا خیر.


قاتل 5 # قرار دادن دستها در داخل جیب

گویای چه مطلبی است: شما علاقه خاصی به مطلب مورد بحث ندارید، و غیر متعهد و نا آرام هستید.

حرکات جایگزین: در این قسمت راه حل ساده ای برای شما داریم: دست های خود را از جیبتان در آورید. تجار بزرگ هیچ گاه در حین سخنرانی هر دو دست خود را درون جیب هایشان قرار نمی دهند. قرار دادن یکی از دست ها در داخل جیب، در زمانی که با دست دیگر در حال انجام دادن ژست و فیگور هستید قابل قبول می باشد.


قاتل 6 # استفاده از ژست های ساختگی

حرکت جایگزین: خیلی خوب است که بتوانید ژست های متفاوتی به خود بگیرید، فقط باید توجه داشته باشید که این کار را به حد افراطی انجام ندهید. پژوهش ها ثابت کرده اند که ژست هایی که افراد به خود می گیرند منعکس کننده افکار بسیار پیچیده ای است و همین ژست ها هستند که به شنوندگان صلاحیت و شایستگی شما را نشان می دهند . اما زمانیکه از ایما و اشاره های ساختگی استفاده  می کنید، درست مثل انسان های متزور و ریا کار جلوه خواهید کرد.

به عنوان مثال آقای بوش همیشه در سخنرانی هایی خود از ژست هایی استفاده می کند که هیچ ارتباطی با گفته های او ندارند. شاید او بیش از اندازه تحت آموزش قرار گرفته باشد. درست مثل زمانی که صدا یک چیز باشد و تصویر یک چیز دیگر." دانا کاروی" نیز از این موقعیت به نفع خود استفاده کرد و با تقلید از رفتار و گفته های بوش برای خود یک شغل پر در آمد درست کرد. او به طور زنده این برنامه را اجرا کرد، البته شاید به اندازه جرج بوش مستمع نداشت که بتواند به آنها حکم کند و دستور دهد اما... واقعا هیچ یک از ما نمی خواهیم که بعد از اتمام یک جلسه مورد تمسخر هم قطارانمان قرار بگیریم.


قاتل 7 # جرنگ جرنگ سکه، ضربه زدن به زمین و سایر حرکات آزاردهنده

گویای چه مطلبی است: شما بی نزاکت و عصبی بوده و بر جزیئات مطلب احاطه کامل ندارید.

حرکات جایگزین: یک دوربین بردارید و در هنگام سخنرانی از خود فیلم برداری کنید، سپس سعی کنید آنرا با یک دید منتقدانه بررسی کنید. آیا ژست هایی پیدا می کنید که خودتان هم متوجه انجام دادن آنها نبودید؟ چندی پیش با نویسنده ای برخورد کردم که کتابی در مورد پروژه های مدیریتی نوشته بود. او در طی جلسه معرفی کتاب هیچ کاری به غیر از به صدا در آوردن تک تک سکه هایی که در جیبش بود نداشت و متاسفانه در آن روز نتوانست کتاب های زیادی را به فروش برساند و علاوه بر این امتیازی از نظر مهارت های مدیریتی نیز کسب نکرد.

انرژی منفی و عصبانیت شما در ضربه های پا، دست زدن به صورت، و تکان دادن پاها به سمت بالا و پایین نمودار شود. هنگامیکه متوجه شدید در حال انجام دادن یک چنین کاری هستید، بهتر است خیلی سریع آنرا متوقف کنید!


از حرکات بدن خود به عنوان نوعی وسیله ارتباطی استفاده کنید

حرکات بدنی که پویا، قدرتمند و پر انرژی است به شما کمک می کند حال چه در جلسه مصاحبه شغلی، چه در زمان بالا رفتن از پله های نردبان شغلی یا در راه رسیدن به پست مدیریت. نسبت به این حرکات نابود کننده توجه ویژه مبذول نمایید و سعی کنید آنها را با جایگزین های مناسب از بین ببرید. راه بروید، صحبت کنید و خود را مانند یک رهبر قدرتمند جلوه دهید. در چنین شرایطی شنونده ها به طور حتم در پی شما خواهند آمد.

 
 


:: بازدید از این مطلب : 1115
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
 
 
آبـراهـام مـازلـو بـرای نـخستـیـن بـار مـدل سـلسـله مراتب نـیازهای انسان را پایه گذاری کرد.
آبـراهـام مـازلـو بـرای نـخستـیـن بـار مـدل سـلسـله مراتب
نـیازهای انسان را پایه گذاری کرد. که البته بـعدها تـوسـط
افـراد گوناگونی این سلسله مراتب بسط و گسترش یافت.
هر انسانی در زندگی براساس نیازهایی انگیخته و تحریک
می گردد که عمده ترین آنها به مـنـظور حفظ حـیات صورت
می پـذیرند. بنـیـادی تـرین ایـن نـیـازهـا مـوروثـی و فـطـری
میباشند که طی ده ها هزار سال تکامل یافته اند. آبراهام
مازلو معتقد بود که انسانـها بـاید نخست نیازهای بنیادین
خود را ارضا و بر آورده کنند تا انگیزه برای تکامل به نیازهای
والاتـر در وجـودشان شکل گرفته و به آنها علاقه مند گردند.

سلسله مراتب نیازهای انسان به قرار ذیل میباشد:

1- نیازهای زیستی و فیزیولوژیکی: نـیـاز به اکسیژن، غذا، آب، سـر پـنـاه (مسکن)، گرما، روابط جنسی، خواب و پوشاک.

2- نیازهای امنیتی: ایـمنـی در بـرابـر عـوامــل طبیعی (زلزله، طوفان)، امنیت (امـنـیـت اجتماعی، مالی، شغلی و غیره)، نظم، قانون، محدودیت ها و ثبات.

3- نیازهای عشقی و تعلق پذیری: کار گروهی، خانواده، رابطه با دیگران، غرور، گـریز از طرد شدگی، عشق ورزی دیگران به فرد و بالعکس.

4- نیازهای تاییدی و احترامی:  عزت نفس ، موفقیت،مهارت، استقلال، سلطه گری، اعتبار، شهرت، قدر و منزلت، نفوذ و اعتماد بنفس.

5- نیازهای شناختی و معرفتی: علم، دانش و مفهوم.

6- نیازهای زیبایی شناسی: ارزش نـهادن و جـستـجـوی زیـبایی، هماهنگی، توازن و تقارن، تناسب و نظم.

7- نیاز خود شکوفایی(خود یابی): پی بردن به استعدادهای نهانی و بالقوه، تـکـامـل فـردی، عـدالـت خـواهـی، شـناخت ماهیت خویشـتـن، انـگـیـزه بـرای دسـتـیـابـی به اوج قابلیتهای خویش.

8- نیازهای متعالی: کـمـک بـه دیـگران برای دست یابی به مرتبه خود شکوفایی، نـیـاز های معنوی. برای مثال از فردی که دارای امنیت مالی در جامعه نمیباشد نمیتوان انتظار رفتار مناسب اجتماعی داشت.

ویژگی های شخصیتی انسان خود شکوفا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- حس تشخیص واقعیت، آگاهی از شرایط موجود و واقعی، واقع گرا، قضاوت بی طرفانه و عینی و نه بر اساس طرز تفکر شخصی و متعصبانه.

2- طرز نگرش بر مشکلات به عنوان چالشها و شرایطی که نیـاز بـه راه حل دارند و نه به عنوان حربه ای برای شکوه گری و توجیهات فردی.

3- نیاز به حریم و تنهایی و توانایی تحمل تنهایی.

4- متکی به قضاوتها و تجارب خویش، مستقل، عدم اتکاء بـه فـرهنـگ و محـیـط پـیرامون خود برای شکل گیری عقاید و دیدگاه ها.

5- عدم تاثیر پذیری از فشارهای اجتماعی.

6- دموکراتیک، منصف و بدون قائل شدن تبعیض، پذیرش و لذت بردن از تمامی فرهنگـها، نژادها و تفاوتهای فردی انسانها.

7- از لحاظ اجتماعی دلسوز و مهربان، دارای خصوصیات انسانی و بشر دوستانه.

8- پذیرش افراد همانگونه که هستند و عدم تلاش برای تغییردادن آنها.

9- در کنار دیگران راحت میباشد، با وجود هر نوع گرایش نا متعارف دیگران.

10- خود انگیخته و با اصالت میباشد، با خویشتن صادق است، هـمان گـونـه که دوست دارد میباشد و نه آنگونه که دیگران از وی میخواهند.

11- شوخ طبع بوده البته حس پوخ طبعی که متوجه خود و یا وضعیت بشریت میباشد و نه دیگران.

12- تعداد محدودی دوست صمیمی دارد و نه تعداد زیادی رابطه سطحی.

13- علاقه مند به همه چیز حتی امور عادی.

14- خلاق-مبتکر و اصیل.

15- بدنبال تجارب ناب و دستیابی به موفقیتهایی است کـه اثـری مـانـدگـار از خود بجای گذارد.
 
 


:: بازدید از این مطلب : 1116
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
 
 
کاری را به تازگی آغاز کرده اید ولی احساس خستگی می کنید. چه اولین کار شما باشد و چه شغلتان را تغییر داده باشید، به هر حال وارد این حرفه شده اید و احساس می کنید گیر افتاده اید.

کاری را به تازگی آغاز کرده اید ولی احساس خستگی می کنید. چه اولین کار شما باشد و چه شغلتان را تغییر داده باشید، به هر حال وارد این حرفه شده اید و احساس می کنید گیر افتاده اید. کارها به نظرتان ملالت آور، خسته کننده و تکراری می آید و زمانتان را نمی توانید آنطور که دوست دارید بگذرانید.


قبل از اینکه برگه ی استعفای خود را امضا کنید، مدتی وقت صرف کنید و به درستی درمورد کارتان فکر کنید. فرصتی هم به این کار بدهید. شاید آنقدرها هم که فکر میکردید خسته کننده نباشد.


راه حل های کوتاه مدت


1- کارهای روزانه تان را یادداشت کنید
همه ی کارهایی را که تا قبل از اتمام زمان کاری می بایست انجام دهید یادداشت کنید. و با انجام هر کار کنارش تیک بزنید. با این کار زمان برایتان سریعتر می گذرد و شما از کارهایی که انجام داده اید به خوبی اطلاع می یابید. این کار در مواقعی هم که اطرافیان می گویند شما سریعتر از سایر کارمندان کار نمی کنید بسیار کمک کننده است زیرا نشان می دهد که کارهایتان را کامل و به سرعت انجام داده اید.


2- طالب کار بیشتری باشید
با رئیس خود رک و راست باشید و از او کار بیشتری طلب کنید و مسئولیت های خود را بیشتر کنید. اگر در شرکت شما کارها به صورت گروهی انجام می گیرد، می توانید کارهایتان را با همکارانتان جابه جا کنید. یا اینکه به همکارانتان در انجام کارها کمک کنید. اما همیشه مراقب باشید که همکارانتان با انداختن کارهایشان گردن شما سوء استفاده نکنند. حتماً در این مواقع رئیس را در جریان کارها بگذارید.


3- برای کارهایی که در حیطه ی مسئولیت شما نیست هم داوطلب باشید
در کمیته ی اجتماعی شرکتتان نام نویسی کنید. با این کار می توانید در کارهای فوق برنامه هم شرکت داشته باشید که شما را سرگرم نگاه خواهد داشت. در هر زمینه ای که می توانید، استعدادها و مهارت هایتان را نشان دهید.


4- به کارهایتان ارزش دهید
به رئیس خود نشان دهید که چه توانایی هایی دارید. برای این منظور، کارهای اضافه بر سازمان انجام دهید. اما نه طوری که رئیس فکر کند قصد خودنمایی دارید. این کارها را بدون اینکه کسی از همکارانتان متوجه شود انجام دهید، فقط رئیس از این کار اطلاع داشته باشد. بعد که رئیس با پیشنهادتان موافقت کرد، چند روز بعد کار را به او تحویل دهید. با این کارها می توانید توانایی ها و علاقه خود را بالاتر برده و خستگی و بیحوصلگی را از خود دور کنید.


5- ابتکار به خرج دهید و کار جدیدی را شروع کنید
همیشه شروع کننده شما باشید. پیشنهاد کارها و پروژه های جدید بدهید. این مطالب را با دست اندرکاران مربوطه در میان بگذارید. هدفتان این باشد که علاقه ی خود را به کار کردن نشان دهید، اما نگذارید دیگران بد به شما نگاه کنند و فکر کنند با این کارها قصد خودنمایی دارید.


6- دیدگاهتان را درمورد کارتان تغییر دهید
در هر پستی که کار می کنید، سعی کنید نگاه خوبی به کارتان داشته باشید. کار خود را دست کم نگیرید. اگر در قسمت اینترنت شرکت هستید، خود را رابط حیاتی به زنجیره ی ارتباطات بدانید. اگر در قسمت جوابگویی به تلفن ها هستید، خود را یکی از موثرترین افراد اداره بدانید که رضایت مشتریان را جلب می کند. در هر پستی، نقش خود را در پیشبرد اهداف شرکت موثر بدانید. با این طرز تفکر کار خود را بهتر انجام خواهید داد و به سرعت ترفیع پیدا می کنید.


7- از زمان استراحتتان بهترین استفاده را ببرید
اگر می بینید که کار باعث خستگیتان شده است، کمی استراحت کنید. همراه چند تن از دوستان به کافه تریای شرکت رفته و چای یا قهوه ای بنوشید. از ساعات استراحت خود نهایت استفاده را ببرید تا خستگیتان را کاملاً از تنتان بیرون کند و بتوانید دوباره با انرژی کارتان را دنبال کنید.

راه حل های طولانی مدت


8- در مورد شرکت محل کارتان بیشتر بدانید
سعی کنید اطلاعات بیشتری در مورد شرکت کسب کنید. از همکارانتان در این زمینه سوال کنید. از روابط شرکت آگاهی پیدا کنید. همکارانتان را بشناسید و از سیاست ها و خط مشی شرکت آگاهی یابید.


9- آموزش های خود را بالاتر ببرید
از حالت یکنواخت همیشگی بیرون بیایید و دانش خود را در زمینه ی حرفه تان بالاتر ببرید. همینطور که از نردبان ترقی بالا می روید، زمان برایتان لرزش زیادی پیدا می کند. بنابراین سعی کنید معلومات و علم خود را در کاری که انجام می دهید افزایش دهید.

10- مربی داشته باشید
در هر مرحله ای از کارتان، خوب است که برای خود مربی پیدا کنید تا شما را در انجام کارهایتان راهنمایی کند. او می تواند به شما کمک کند تا این صنعت را بهتر درک کنید و در کارتان موفق تر باشید.


هشیار باشید و مثبت فکر کنید
هر کس باید در جایی شروع کند. ممکن است از خود انتظار داشته باشید که کاری مهمتر و چالش برانگیزتر داشته باشید اما شکایت نکنید. از منفی بافی در مورد کارتان دوری کنید، و سعی کنید که بهترین استفاده را از موقعیت فعلیتان ببرید. آگاهی هایتان را افزایش دهید و مهارت هایتان را توسعه دهید. در حد توانایی هایتان کار کنید و به زودی خواهید دید که خستگی و ملالت ناپدید می شود.
 
 


:: بازدید از این مطلب : 1106
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
تجارت از جهات مختلفی شبیه به یک بازی است. شرکت در بـازی بـه نــوبه خود سرگرم کننده است.

تجارت از جهات مختلفی شبیه به یک بازی است. شرکت
در بـازی بـه نــوبه خود سرگرم کننده است، اما هدف شما
هم زمـان با شرکت در آن، این است که خوب بازی کنید تا
برنده شوید.باید درست مثل یک شرکت کننده در مسابقه
عـوامـل رسیـدن بـه مـوفقـیـت را شنـاسـایـی کـرده و برای
رسیدن به آنها تلاش کنید.

انـجـام این کار بدون طرح و برنامه مناسب، عملی نیست.
اگـر خواستار موفقیت هستید، باید بدانید چه می خواهید
و راهـهای رسیدن به آنها را نیز تعیین کنید؛ به عبارت دیگر
باید کارهای خود را اولویت بندی کنید.


اهدافتان را معین کنید
اولویت بندی کارها امری است که از دو بخش تشکیل می شود. قسمت اول : علاقه دارید به چه چیزهایی برسید، و قسمت دوم: با چه سرعتی می خواهید به اهداف خود دست پیدا کنید.

زمانی که خواسته ها و زمان رسیدن به هر یک را مشخص نمودید، برای اولویت بندی کارها آماده شده و می توانید به اهدافتان دست پیدا کنید.

با توجه به برنامه زمانبندی شده، سه نوع هدف به وجود می آید: اهداف مقطعی، میانی و دراز مدت. به عنوان مثال در اهداف مقطعی می توانید تصمیم بگیرید که: تنها در عرض شش ماه می خواهم از منسب مشاور مدیریت به سمت مدیریت ترفیع رتبه پیدا کنم. اما برای هدف دراز مدت تعیین کنید که تا قبل از رسیدن به سن 32 سالگی قصد دارید سهمی از کارخانه ای که در حال حاضر در آن مشغول به کار هستید را خریداری کنید.

راه حل این است که برای خود یک راه مستقیم برای رسیدن به اهداف پیدا کنید و سپس زندگی خود را به سمت آن هدایت کنید. پس از انجام زمانبندی باید توجه خود را به طرح هایی که برای رسیدن به اهدافتان معین کرده اید، معطوف نمایید.

اولویت بندی
اولویت بندی به این معناست که شما میزان اهمیت کارهای مختلف در راه رسیدن به موفقیت را مشخص کنید. اگر می خواهید تا سن 32 سالگی سهامدار شرکت شوید باید بیرون رفتن با دوست ها را تعطیل کنید. تا زمانی که عزم خود را جزم نکنید، هیچ اتفاق خارق العاده ای در زندگیتان رخ نخواهد داد.

برای اولویت بندی می بایست ابتدا لیستی از کارهایی که شما را از رسیدن به موفقیت باز می دارند ، تهیه کنید. این کار به شما کمک می کند که امور بی ارزش را از برنامه خود حذف کنید و بازده بیشتری داشته باشید.

بعد از تهیه لیست اول باید فهرستی از اولویت هایی که انجام انها ضروری است تهیه کنید. ارجحیت را به ترتیب از روی اهداف مقطعی، میانی و بلند مدت پایه ریزی کنید. سپس لیست دیگری به نسبت مهمترین به کم اهمیت ترین تهیه کنید.

انجام این کار دید روشنی از کارهایی که می خواهید انجام دهید، چگونگی، و زمان انجام هر یک را برایتان فراهم می آورد. به خاطر داشته باشید: عدم موفقیت در برنامه ریزی یعنی برنامه ریزی برای شکست. به همین دلیل برای برنامه ریزی وقت صرف کنید و در دنیای امروزی هیچ کاری را به امید و شانس و اقبال نگذارید.

زندگی مخلوط پیچیده ای از مسائل مختلف است. ما کار می کنیم، بازی می کنیم، وقتمان را با دوستان و اقوام می گذرانیم، به مسافرت می رویم و هزار و یک کار دیگر انجام می دهیم که هیچ ارتباطی به زندگی شغلیمان ندارد.

بین اولویت های خود تعادل ایجاد کنید
زمانی که در حال تهیه لیست اولویت های خود هستید، همزمان فهرست دیگری از کارهایی که برایتان اولویتی ندارند نیز تهیه کنید. به عبارت دیگر کارهای دیگری که مربوط به حیطه کاری نمی شود، اما انجام آنها برای شما مهم است را نیز بر روی کاغذ بیاورید. شاید قصد داشته باشید که ازدواج کنید و صاحب فرزند شوید، و یا به مسافرت یکساله به دور دنیا بروید.

این اولویت های خارجی بر روی موفقیت شما تاثیر می گذارند. برخی افراد فقط به شغلشان توجه می کنند. برای این دسته از افراد تهیه لیست، کار آسانی است؛ چون زندگی آنها در شغلشان خلاصه می شود. اما سایرین اهدافی دارند که به حرفه هایشان ارتباطی پبدا نمی کند.

مهمترین نکته ای که باید در نظر بگیرید این است که زندگی کوتاه بوده و شما باید تا آنجا که می توانید به بهترین نحو از وقت خود استفاده کنید. بنابراین اگر همنشینی با دوستان تنها تلف کردن وقت است و هیچ کمکی به شما در راه رسیدن به آرزوهایتان نمی کند، پس هیچ دلیلی وجود ندارد که شما به مهمانی آنها بروید. اما اگر می بینید که رفتن به جمع آنها به نوعی مسیر شما را هموار تر ساخته و منافعی را برایتان در بر دارد، پس ما به شما پیشنهاد می کنیم که دعوت آنها را قبول کنید.

تهیه لیست از این جهت اهمیت دارد که شما را قادر می سازد بین اهداف مختلفتان تعادل برقرار می کند و تلاشتان در انجام هر کار به اندازه باشد. همه این امور دست به دست هم می دهند و شما را به اهدافتان نزدیک می سازند.

بهای هر چیز را باید پرداخت
زمانی که نوبت به موفقیت می رسد باید توجه داشت که هر چیز یک قیمتی دارد و اگر می خواهید به آن برسید باید بهای آنرا بپردازید. عبارت " طرف مثل رییس ها میاد سر کار" به گوشتان نخورده. منظور کسی است که صبح ها دیر در محل کار خود حاضر میشود و بعد از ظهرها هم اولین نفری است که خارج می شود.

اما حقیقت این است که افرادی که در مراتب بالا، مشغول به کار هستند معمولا ساعات بیشتری نسبت به سایرین کار می کنند چون کارهای مهمتری انجام می دهند و یک اشتباه کوچک می تواند به سادگی عملکر کل مجموعه را تحت الشعاع قرار دهد.

اگر واقعا می خواهید موفق باشید، باید فداکاری کنید و خیلی چیزها را قربانی کنید تا به هدف نهاییتان دست یابید. این مطلب را به خوبی برای خودتان جا بیندازید: لیست اولویت ها شغلی همیشه مهمتر از لیست کارهای شخصی است.

 
 


:: بازدید از این مطلب : 1117
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
 
 
دوستی می‌گفت که ایرانیان نسبت به دیگران برای تفهیم بحث خویش، از ضرب‌المثل‌ها استفاده می‌کنند. این موضوع حتی در شعر فارسی نیز تجلی یافته است.استفاده از کنایه و حکایت در اشعار ایرانی برای انتقال مفاهیم فلسفی، اخلاقی و ... در اکثر آثار دیده می‌شود.

دوستی می‌گفت که ایرانیان نسبت به دیگران برای تفهیم بحث خویش، از ضرب‌المثل‌ها استفاده می‌کنند. این موضوع حتی در شعر فارسی نیز تجلی یافته است.استفاده از کنایه و حکایت در اشعار ایرانی برای انتقال مفاهیم فلسفی، اخلاقی و ... در اکثر آثار دیده می‌شود. به‌طور کلی بزرگان ایرانی در جست‌و‌جوی راهی بوده‌اند که بتوانند مفاهیم سخت را برای عوام، به‌راحتی بگویند.
 
امروزه نیز ما در جملاتی که به‌کار می‌بریم، از کنایه‌ها و ضرب‌المثل‌ها گاه‌به‌گاه استفاده می‌کنیم. "به شتر گفتند گردنت کجه گفت کجام راسته!"، "مورچه چیه که کله‌پاچه‌ش چی باشه؟" و موارد بسیاری که شنیده‌اید.
 
● و اما...
مقدمه‌ای که به اختصار بیان کردم، درواقع زمینه‌ای بود که ضرب‌المثل "انگار مرغ یه پا داره" را پیش بکشم. احتمالاً مصداق این ضرب‌المثل را در اطرافیان خود دیده‌اید. برای بعضی‌ها واقعاً همین است و بس، مرغ یک پا دارد! استدلال‌پذیر نیستند و نمی‌خواهند حتی لحظه‌ای، درباره نظر دیگران فکر کنند. خود را عاری از نقد می‌دانند و به نظرات دیگران ارزش چندانی قائل نیستند. احتمالاً در اطراف خود با این‌گونه افراد برخورد داشته‌اید. 

 
● ویژگی این‌گونه افراد(افراد یک‌دنده):
▪ کمال‌گرا هستند. 
▪ نقدپذیر نیستند. 
▪ اغلب ایده‌آل نگرند. 
▪حرف حرف خودشان است. 
▪ مطلق نگرند و نسبی فکر نمی‌کنند.

▪ راه‌کارهایی برای رهایی از این حالت:
 
۱) نسبی فکر کنیم:
یک جمله فلسفی هست که می گوید: "همه چیز نسبی است. حتی خود این جمله". نباید همیشه بر رأی خویش اصرار داشته باشیم و ان را امری قطعی بدانیم. بهتر است به مسائل به طور نسبی بنگریم. در این حالت، اگر خلاف صورت‌های ذهنی ما ثابت شود نه ناراحت می‌شویم و نه علیه آن اقدام می کنیم، فقط می‌پذیریم. زیرا معتقدیم که همه چیز نسبی است.
 
۲) انتظار بی‌جا نداشته باشیم
از آن‌جا که این افراد کمال‌گرا هستند، دوست دارند که اطرافیانشان نیز مثل خودشان باشند. باید این اصل را پذیرفت که همه آدم‌ها مثل هم نیستند و همین تفاوت‌ها است که زندگی با آدمیان را زیبا کرده است.
 
۳) نقدپذیر بودن:
درست است که مورد نقد قرار گرفتن حالت خوشایندی ندارد و ممکن است به مذاق ما خوش نیاید، اما اگر به این نکته مهم واقف باشیم که نقد سازنده است و برای ما مفید است، نظر دیگری خواهیم داشت. یادم هست که سال ۸۲ مقاله‌ای با عنوان "پدرسالاری و ما ایرانیان" نوشته بودم. دوستی آمده بود و به صراحت متن مرا نقد کرده بود. آن‌قدر این نقد(که به‌جا هم بود) برایم سنگین بود که مطلب را حذف کردم. هم از این ناراحت بودم که متنی نوشته‌ام که پر از اشکال است و هم از این‌که طرف با جملاتی که نوشته بود مرا از نوشتن ناامید کرده بود. حالا که فکر می‌کنم، می‌بینم که بنده خدا نقد به‌جایی داشته اما چون من هنوز فرهنگ نقدپذیری را نیافته بودم، نمی‌توانستم نقدش را بپذیرم. خلاصه کلام این‌که بهتر است خود را برای نقدشدن آماده کنیم و به نقد با دید مثبت بنگریم. البته بحث حاضر نیاز به پرداخت بیش‌تری دارد که فعلاً به همین مقدار بسنده می‌کنم.
 
۴) استفاده از تجربه‌ها و آرای دیگران:
هیچ‌گاه خود را فارغ از تجربه‌های دیگران ندانیم و سعی کنیم راه رفته(راهی که به خطا رفته است) را دوباره نرویم. به گفته‌های دیگران گوش دهیم و با مناعت طبع، پذیرنده آرای آن‌ها باشیم و سعی کنیم که آرای دیگران را تجزیه و تحلیل کنیم و در صورتی تطبیق‌پذیری با شرایط ما، از آن‌ها استفاده کنیم.

 


:: بازدید از این مطلب : 1247
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
 
 
متل (Mattel) بزرگ‌ترین كمپانی اسباب بازی‌سازی در دنیا است که در سال 1945 توسط «هارولد مت متسون» و «الیوت هندلر» در ایالت کالیفرنیای جنوبی آمریکا تاسیس شد.

متل (Mattel) بزرگ‌ترین كمپانی اسباب بازی‌سازی در دنیا است که در سال 1945 توسط «هارولد مت متسون» و «الیوت هندلر» در ایالت کالیفرنیای جنوبی آمریکا تاسیس شد.

نام متل از ترکیب «مت» و «ال» ساخته شده است. این شرکت، ابتدا قاب عکس تولید می‌کرد و سپس به ساخت مبلمان خانه و در نهایت به تولید اسباب بازی روی آورد. این کمپانی در سال 1955 با کلوپ میکی ماوس برای تبلیغ اسباب بازی‌ها به همکاری در نمایش‌های تلویزیونی پرداخت که موجب دگرگونی ساختاری در تجارت اسباب بازی شد.



 
در ۱۹۵۶ به دلیل علاقه دختر هندلر به عروسک‌های کاغذی، طرح ساخت عروسک را دنبال کردند. روث هندلر هنگام مشاهده بازی دخترش باربارا با عروسک‌های کاغذی متوجه شد او از بازی دادن آنها در نقش بزرگسالان لذت می‌برد. آن زمان اغلب عروسک‌ها به شکل کودکان خردسال ساخته می‌شدند. روث ایده ساخت عروسکی با اندام بزرگسالان را به شوهرش الیوت پیشنهاد نمود؛ اما وی به عنوان مدیر شرکت متل اشتیاقی به این پیشنهاد نشان نداد.
 
در همان سال روث در سفر به آلمان به عروسکی که «بایلد‌لی‌لی» نامیده می‌شد برخورد نمود که عینا مطابق آن چیزی بود که در سر می‌پروراند. او سه عدد از این عروسک‌ها را خریداری کرد. یکی را به دخترش داد و دوتای دیگر را به متل برد.
 
عروسک لی‌لی اولین بار در سال ۱۹۵۵ در آلمان به فروش رفته بود و اگر چه در آغاز به بزرگسالان فروخته می‌شد، اما به تدریج محبوبیتی بین کودکان به‌دست آورد و از پوشاندنش با قطعاتی که جداگانه در دسترس بودند، لذت می‌بردند.
 
روث پس از بازگشت به آمریکا با کمک مهندسی به نام جک رایان اقدام به طراحی عروسکی مشابه نمود و به نام دخترش باربارا نام باربی را بر آن نهاد.

جک تا سال 1991 طراح تغییرات باربی در کمپانی متل بود. وی قبل از آن در پنتاگون (وزارت جنگ آمریکا) طراح موشک‌های اسپارو و‌هاوک بود. شرکت متل او را به خاطر تخصص و استعدادش در شناخت فرم بدن انسان استخدام کرد.اولین سری عروسک باربی که برای اولین بار در نهم ماه مارس سال ۱۹۵۹ در شهر نیویورک به نمایش گذاشته شده بود، در ژاپن ساخته شد و در سال نخست حدود ۳۵۰ هزار عدد از آن به فروش رفت.
 
باربی به زودی در صف اول اسباب بازی دختران در غرب قرار گرفت. در سال 1959 هر عروسک باربی به قیمت سه دلار فروخته می‌شد، اما اکنون هر عروسک باربی اصل ساخت کمپانی متل تا 4500 دلار قیمت دارد.
 
در 1961 کمپانی متل، عروسک «کن» را تولید کرد. این عروسک پسری بود با لباس‌های شیک و موهای قهوه‌ای که برگرفته از نام پسر آقای هندلر رییس کمپانی متل بود. بعدها نام آن در سال 1963 عروسک میچ و در سال 1965 عروسک اسکیپر به جمع کن و باربی پیوستند.
 
اولین باربی سیاهپوست و اولین باربی اسپانیایی تبار در سال 1980 ارائه شد. باربی برای اینکه بتواند نقش تربیتی خود را ایفا کند باید پاسخگوی تمامی سلایق و علاقه‌ها می‌بود و در نقش‌های گوناگونی ظاهر شد؛ باربی با بیش از 80 شغل مختلف از جمله: پرستار، معلم، خلبان، نوازنده موسیقی، دامپزشک و حتی باستان شناس به بازار آمد. همچنین برای پذیرش این عروسک از سوی ملیت‌های گوناگون باربی با حفظ اصالت خود در رنگ‌ها و ملیت‌های گوناگون هندی، آفریقایی، چینی و ... نیز تولید شد. اولین حیوان خانگی متعلق به باربی، یک اسب بود و تاکنون بیش از 40 حیوان دیگر نیز برای او ساخته شده است.پرفروش‌ترین عروسک باربی، باربی گیسو بلند بود. بزرگ‌ترین طراحان لباس دنیا به کمک کمپانی متل شتافته و به طراحی ظریف و زیبای لباس‌های گوناگون باربی می‌پرداختند. مد لباس‌های باربی شامل طرح‌هایی از گوچی، دولچه و گابانا، ورساچه و ژیوانشی بود که اغلب تجملاتی و متعلق به طبقه ثروتمند جامعه بودند.
 
در اوایل دهه 90 باربی نظامی به ارتش پیوست؛ یک گروهبان پزشک که در میان توفان شن مشغول خدمت بود. در سال 1999 با به عهده گرفتن نقش مکمل در فیلم داستان اسباب بازی2، یک ستاره جدی سینما شد. در سال 2000، یک باربی کاندیدای ریاست‌جمهوری هم به بازار آمد که اهداف سیاسی‌اش ایجاد امکانات برای دختران و بالا بردن سطح تحصیلات بود.در سال 2001 عروسک باربی در اولین فیلم کامپیوتری خود به نام باربی و فندق شکن ظاهر شد و از آن پس تاکنون فیلم‌های کامپیوتری، انیمیشن و سینمایی زیادی در مورد باربی تولید شده است.یکی از باربی‌های موفق اخیر، باربی راپونزل است (راپونزل شخصیت افسانه‌ای است که موهای بلندش به آزادی او از برج بلندی که در آن اسیر است، کمک می‌کند) این عروسک در سال 2002 همزمان در یک روز در 59 کشور به بازار آمد. این بزرگ‌ترین معرفی کالا در تاریخ شرکت متل بود. باربی هنوز به همان محبوبیت قبل باقی مانده است و در هر دقیقه سه عروسک باربی در نقطه‌ای از جهان به فروش می‌رسد. این موفقیت بزرگی برای شرکت متل و دلیل عمده فروش 6 میلیارد دلاری آنها در سال گذشته است.



در میان عروسک‌هایی که تاکنون ساخته شده باربی از ویژگی‌های منحصر به فردی برخوردار است؛ چرا که باربی تنها یک عروسک نیست، بلکه یک تبادل فرهنگی است و به همین خاطر متخصصین فراوانی در تولید، طراحی، تبلیغ و توزیع آن نقش آفرینی نموده‌اند.
 
یکی از نکات جالب توجه در حمایت رسانه‌ای از باربی سایت اینترنتی آن است. کودکان پس از ورود به سایت می‌توانند بازی کنند، با باربی در کنار دریا قدم بزنند یا در منزل جشن تولد بگیرند و ... که همین امر جذابیت بسیار بالایی برای آنها ایجاد نموده است.فراگیری و فروش قابل‌توجه محصولات جانبی با مارک باربی مانند لوازم‌التحریر، کیف و کفش و ... باعث رونق بیش از پیش اقتصادی این عرصه گردیده و زمینه تولید آن با کیفیت‌های گوناگون به منظور تامین سطوح مختلف درآمدی را فراهم نموده است. هم‌اکنون بیش از 31 هزار کارمند مختلف در سراسر جهان برای متل کار می‌کنند.
 
 


:: بازدید از این مطلب : 1151
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
 
 
شما هر شغلي داشته باشيد اين دسته از افراد را ملاقات خواهيد کرد: افراد شلخته، افرادي که بيش از اندازه حرف مي زنند، آنهايي که هر چيزي که به ذهنشان مي رسد را به زبان مي آورند، آن افرادي که از شانه خالي کردن ابايي ندارندء و و و.....مقاله زير به شما آموزش مي دهد که چگونه از پس اين افراد بر آييد.

شما هر شغلي داشته باشيد اين دسته از افراد را ملاقات خواهيد کرد: افراد شلخته، افرادي که بيش از اندازه حرف مي زنند، آنهايي که هر چيزي که به ذهنشان مي رسد را به زبان مي آورند، آن افرادي که از شانه خالي کردن ابايي ندارندء و و و.....مقاله زير به شما آموزش مي دهد که چگونه از پس اين افراد بر آييد.



در محل کار که همانند يک کاسه سالاد قرو قاطي از شخصيت هاي مختلف است، رو یارويي با افرادي که به قول معروف روي اعصاب شما مي‌روند، اجتناب ناپذير است. این افراد همیشه در نزدیکی ما زندگی می‌کنند.

جالب است که بدانيد در يک نظر سنجي از افراد شاغل، داشتن همکاران نا مطبوع يکي از مهم ترين عوامل استرس زا بعد از ترس از بيکار شدن ، به شمار رفته است.

همکاران شما اگر مورد علاقه شما نباشند مي توانند در يکي از چند دسته زير قرار گيرند:



  • همکاران پر سر و صدا!
اين سرو صدا مي تواند از يک زنگ بد صداي تلفن همراه شروع شود و به صداي بلند همکار اتاق بغل دستي هم برسد. اين نوع صداها باعث مي شود که شما پرخاشگر و ناراحت به نظر برسيد. همچنين این افراد بر روي ميزان عملکرد شما در محل کار تاثير منفي می‌گذارند يا به قولي توجه شما را به در مي‌کنند! در این گونه مواقع است که به انواع و اقسام کارها پناه مي بريد تا خشم خود را در پرت کردن اشيا به سمت همکار محترم کنترل کنيد! به آدامس جويدن روي آورده، روي ميز شروع به ضرب گرفته کرده و به سوت کشيدن و آواز خواندن هم روي مي آوريد. اما لازم نیست که تا این حد خشمگین باشید. همیشه راه‌های آرام‌تر و بهتری برای تغییرات وجود دارد.
  • چگونه از پس آنها بر آييد:
قدم اول؛ کاري بکنيد. نگذاريد اين مساله همين طوري باقي بماند و شما را آزار دهد. وقتي با صداي بلند شروع به حرف زدن تلفن مي‌کند اگر مي توانيد همان موقع به اتاقش رفته به او گوشزد کنيد. وقتي مچ او را در زمان انجام کار مي گيريد بيشتر امکان گوش کردن به حرف شما را دارد. اين کار خيلي بهتر پاسخ مي دهد از زماني که سر زده به سراغ او رفته و راجع به کاري که قبلا انجام داده ، با او صحبت مي کنيد.  به او بگوييد که وقتي او سرو صدا در محيط کار ايجاد مي کند،  نه تنها روي عملکرد شغلي شما تاثير مي گذارد، بلکه باعث مي شود که حواس شما پرت شده و نتوانيد روي هيچ چيزي تمرکز کافي داشته باشيد. وقتي از اين جهت وارد مي شوید، کمتر امکان دارد که او جبهه بگيرد و بيشتر گوش مي دهد.



  • همکاران شلخته:
از آنجا که محل کار تفاوت بسيار زيادي با منزل دارد، هيچ دليل موجهي براي اين که همکار شما لکه هاي قهوه روي اجاق گاز را پاک نکند يا اينکه ميوه خراب شده را از يخچال محل کار بر ندارد، نيست.
  • چگونه از پس آنها بر آييد:
امکانش هست که چندين نفر از همکاران شما اين شلختگي ها را انجام مي دهند. براي همين، اول يک نوشته کوتاه به عنوان يک ياد آوري محترمانه در جايي که اين اتفاقات مي افتد قرار دهيد. سعي کنيد جالب و کمي مفرح باشد که باعث تکدر خاطر افراد نشود. اگر اين ياد آوري کوتاه موثر واقع نشد و متوجه نشديد که چه کسي مسؤول اين شلختگي هاست، به مدير خود پيشنهاد دهيد که يک روتين جديد براي همه کارمندان وضع کند که هر کس به نوبت آشپزخانه، اتاق استراحت يا جاهاي ديگري را که همه کارمندان از آن ها استفاده مي کنند، تميز کند. اينطوري مي شود که همه سعي مي کنند باقي مانده غذاي خود را روي ميز يا کنار مايکرويو جا نگذارند چون که مجبورند بالاخره آن را تميز کنند. و اما چه کنيد اگر يکي از اين همکاران عزيز از زير همين يک کار کوچک هم در برود؟ هنر خود را در طنز به کار ببريد. مثلا با اين جمله شروع کنيد «يک دفعه نکنه اين جا را را با خونه اشتباه بگيري فکر کني که ما مامان همه هستيم و بايد کثيف کاري هايت رو پاک کنيم؟» البته یادتان نرود که حتما این جمله را با شوخی و خنده همراه کنید تا نتیجه بهتری بگیرید. در غیر این صورت ممکن است همه چیز برعکس شود.

  • همکاران سود جو:

معمولا آنچه که به ما انگيزه مي دهد کار خود را به نحو احسن انجام بدهيم اين است که براي هر کار مثبت ، يک تقديري ، چه زباني چه مالي، حتي کوچک، از رئيس يا بقيه همکاران دريافت کنيم. و اما چه مي شود اگر يک نفر ديگر اين کار را به نام خود ثبت کند و تمام جنبه های مثبت آن را از آن خود کند. قطعا اين کار بسيار ناعادلانه ای براي همه همکاران خواهد بود.

  • چگونه از پس آنها بر آييد:

اگر اين فرد با رئيس شما يک رابطه دوستانه يا بسيار نزديکي دارد و رئيس مي خواهد که او اين پاداش را بگيرد، شما چندان راه چاره اي نخواهيد داشت جز اين که زبان به دهان بگيريد. اما اگر اين مساله نيست، بايد بقيه همکاران را از اين امر با خبر کرده و به همه نشان بدهيد که چه کسي در اصل مستحق پاداش است.اگر با او و بقيه در يک جمع هستيد، هرگز او را تحقير نکنيد بلکه محترمانه بلند به همه بگوييد که شما هم در آن کار نقش داشته ايد.مثلا اين طور شروع کنيد «فلاني بسيار در کار تحقيق به من کمک کرد. کمک او براي به پايان رساندن پروژه بسيار موثر بود.» البته اين کار ها را مي توانيد بعد از اين که با خودش به طور خصوصي مطرح کرديد و او قبول نکرد، انجام دهيد.



  • همکاران فت‌فتو!
از آنجایی که غیبت کردن و پشت‌سر حرف زدن یک عادت همیشگی در جمع ماست، وجود یک همکار فت‌فتو (پشت سر حرف زن) چیز خیلی عجیبی نیست. چه بسا خود ما یکی از آنها با شیم!
چگونه از پس آنها بر آييد:

  • چگونه از پس آنها بر آييد:

البته راحت نیست، اما حقیقتش باید تلاش خود را بکنید و لذت غیبت کردن را به دور بیندازید. بهترین راه مقابله با این‌جور افراد این است که نسبت به صحبت‌های وی واکنش مثبت نشان ندهید. کم محلی به آدم فت‌فتو جواب می‌دهد!



  • همکاران بد بو:
هيچ چيز بدتر از اين نيست که نتوانيد يک مکالمه کوتاه را با همکارتان به خاطر بوي بد عطر يا دهانش تمام کنيد! مطمئن باشيد وقتي يک نفر بوي بد بدهد، شما تنها کسي نيستيد که آزار مي بينيد. این همکاران گرامی عادت جالبی دارند و آن این است که همیشه حلقشان دم بینی شما است. خب چه می‌شود کرد؟ نترسید و وارد عمل بشوید.
  • چگونه از پس آنها بر آييد:
اگر اين مشکل ادامه پيدا کند، بهترين کار اين است که آن را مستقيم با خود شخص به طرز بسيار محترمانه اي مطرح کنيد. اما فراموش نکنيد که داريد راجع به يک مساله بسيار حساس صحبت مي‌کنيد پس بايد کاملا حواستان جمع باشد که چه طوري آن را بيان مي کنيد. به طور مثال مي توانيد اين گونه آغاز کنيد«اميدوارم که لحنم توهين آميز به نظر نيايد، اما بايد يک چيزي را بگويم....». يا مثلا اگر مي خواهيد راجع به عطر او اظهار نظر کنيد، اول از عطر تعريف کرده سپس بگوييد «احساس مي کنم که بوي عطر ملايم بهتر از تند بهت بيايد، مي خواهي عطر ملايم را هم امتحان کني يک بار؟»


:: بازدید از این مطلب : 1140
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
 
 
این بازار بزرگ‌ترین بازار معاملهٔ الکترونیک سهام در آمریکا است، که با حضور بیش از ۳۲۰۰ شرکت در آن، بیشترین مقدار معاملهٔ سهام را نسبت به هر بازار بورس دیگری در جهان دارد.

نزدک (به انگلیسی: NASDAQ) بازار بورس سهام در آمریکا است.
 
این بازار بزرگ‌ترین بازار معاملهٔ الکترونیک سهام در آمریکا است، که با حضور بیش از ۳۲۰۰ شرکت در آن، بیشترین مقدار معاملهٔ سهام را نسبت به هر بازار بورس دیگری در جهان دارد.
 
این بازار در ۱۹۷۱ توسط انجمن ملی معامله‌گران اوراق بهادار NASD پایه‌گذاری شد. اما آنان در سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱، با یک سری فروش خود را از این بازار بیرون کشیدند.
 
این بازار بورس در نیویورک مرکزیت دارد و با بازار بورس نیویورک تفاوت دارد.
 
نزدک از لحاظ امنیتی مانند سیستم کنترل برق ایالات متحده یا سیستم کنترل پرواز از حساسیت ویژه‌ای برخوردار است.
 
البته این به آن معنا نیست که غیر قابل نفوذ است و همین سال گذشته هک شد.بااین وجود سیستم اینترنتی مبادلات ارزی نزدک همچنان جزو امن ترین سیستم های امنیتی به شمار می آید.



تاریخچه نزدک
نزدک در 8 فوريه سال 1971 توسط National Association of Securities Dealers- NASDتاسيس شد و اولين بازار سهام الکترونيکي جهان است.
 
ساختمان نزدک در ميدان تايمز شهر نيويورک قرار دارد.
 
NASDAQ مخفف جمله National Association of Securities Dealers Automated Quotations system "سامانه اعلام قیمت خودکار انجمن ملی معامله‌گران اوراق بهادار"است .
 
در ابتداي تاسيس فقط يک کامپيوتر براي داده هاي اطلاعاتي داشت و عملا ارتباطي بين خريداران و فروشندگان انجام نميشد . اين بازار باعث پايين آمدن مقداري از سپرده ها شد.
 
 
اين بازار داراي بيش از 3200 کمپاني شامل کمپاني هاي ارتباطي و مخابراتي - حمل و نقل -خدمات مالي و ... است بر خلاف بازار (NYSE ( WALL STREET "بورس نیویورک"بازار  NASDAQ کاملا الکترونيکي است.
 
اولين بازار سهامي بود که تبليغ پررنگ و همه جانبه کمپاني هاي قابل خريد در اين بازار را ميکرد و در تبليغات خود چنين بيان ميکرد : بازار سهام نزدک بازار صد سال آينده است در سال 1985 شاخص NASDAQ 100 معرفي شد .
 
تا سال 1987 اکثر معاملات از طريق تلفن انجام ميشد اما در جريان حادثه اکتبر 1987 ( اشاره به دوشنبه سياه ) بازاریابها به تلفن ها پاسخ نميدادند و به همين دليل سيستم انجام دستورات کوچک که شيوه اي الکترونيکي براي وارد کردن معاملات معامله گران بود برقرار شد.

دوشنبه سياه :
نامي است که به روز دوشنبه 19 اکتبر 1987 داده اند . زماني که شاخص DJIA سقوط نمايشي خود را همزمان با سقوط سراسري بورس هاي جهاني شروع کرد . در آخر ماه  اکتبر بازار سهام هنگ کنگ 45.8 % استراليا 41.8 % بريتانيا 26.4 % ايالات متحده 22.6 % و کانادا 22.5 % سقوط کرده بودند!
 
دوشنبه و سه شنبه سياه براي 28 و 29 اکتبر 1929 نيز به کار ميرود يعني بعد از پنج شنبه سياه در 24 اکتبر 1929.
 
سقوط دوشنبه سياه دومين سقوط در تاريخ بازار سهام است . اولين سقوط در روز شنبه 12 دسامبر 1914 بود وقتي که شاخص DJIA سقوطي 24.39 درصدي را تجربه کرد.
 
در آن واقعه بازار نيويورک تا جولاي به دليل بدهي خارجي ناشي از جنگ جهاني اول تعطيل شد.
 
حادثه سال 1987 داراي رموزي است . تعداد زيادي از افراد برجسته معتقدند که خبر و واقعه مهمي در دوشنبه سياه رخ نداده بود که باعث چنين ريزشي شود. مهمترين فرضيات  عقلاني درباره علت اين رويداد فرايض بازار کارآمد و موازنه اقتصادي بيان شد . بحث ها و دلايل هنوز هم بعد از گذشت سال ها از آن واقعه همچنان بدون رسيدن به نتيجه اي  همچنان ادامه دارد.



:: بازدید از این مطلب : 1165
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()